‏نمایش پست‌ها با برچسب imam sadr. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب imam sadr. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۳ فروردین ۳۱, یکشنبه

موسی صدر؛ امام گم‌شده در هیاهو

امام موسی صدر در حال نماز خواندن بر پیکر دکتر علی شریعتی
تبدیل شدن آدم‌ها به خبر پدیده هولناکی است که همواره روزنامه‌نگاران از آن پرهیز داده می‌شوند. در همین انفجار اخیر مقابل سفارت ایران 23 نفر شهید شدند. چند روز قبل‌تر در فیلیپین یا در بمب‌گذاری‌های ایام عزای حسینی در عراق ده‌ها و صدها و هزاران نفر جان خود را از دست دادند. هر روز در سوریه افرادی جان خود را از دست می‌دهند. آدم‌ها تبدیل به عدد شده‌اند. آدم‌ها تبدیل به خبر شده‌اند.

دوازده+یک هزار روز فراموشی امام موسی صدر

امام موسی صدر در کنار شهید دکتر چمران در سفر به شوروی
این یادداشت را برای 12هزارمین روز ربودن امام موسی صدر نوشتم و چه زود و چه زود 13هزارمین روز هم گذشت و ماه پشت ابر ماند...

تصویر اول/ 33 سال
33 سال گذشته است؛ سنش از هشتاد سالگی رد و لابد الان خمیده قد شده است. چون قامت بلندش به سقف کوتاه زندان عادت کرده است. زندانبان‌هایش هم پیرشده‌اند. اگر مریدش نشده باشند، دست‌کم با روحیه‌ای که امام دارد، رفیقش شده‌اند، شاید پنهانی خبرها رو به او داده باشند. شاید با خبرهای جدیدی که گاه و بیگاه شنیده باشد، به بی‌خبری زندان عادت نکرده باشد.
لابد در همه این سال‌ها خبرگرفتن از خانواده‌اش، برایش اولویت داشته است. در تنهایی زندان بچه‌ها را به صف کرده و یکی یکی سراغشان را گرفته است: صدری، حمید، حورا و ملیحه. در خیالش با خانم و بچه‌ها سر سفره نشسته‌اند و حرف زده‌اند. ملیحه که کوچکتر بوده روی پای پدر نشسته و پدر دستی بر سرش کشیده است. ۳۳ سال تنهایی فرصت زیادی به آدم می‌دهد که به رویاهایش عادت کند. به یاد همسری باشد که بیش از همه از دوری رنج کشیده است. به یاد برادران و خواهرانش و عزیزان دیگر.