۱۳۹۴ فروردین ۱۴, جمعه

وزیر ناتمام



شهریورماه 1382 در سال پایانی مجلس ششم، چالش‌های سیاسی مختلفی پیش روی دانشگاه و آموزش عالی قرارداشت. ناآرامی خردادماه در دانشگاه‌ها در تهران، بازداشت برخی دانشجویان و مسائل پیرامونی آن اخبار سیاسی دانشگاه‌ها را به خود اختصاص داده بود. روی دیگر سکه استعفا نابهنگام مصطفی معین وزیر علوم،‌ تحقیقات و فناوری بود. مهمترین تلاش شش ساله وزارت علوم بر تغییر ساختار آموزش عالی‌ در مسیر استقلال نسبی دانشگاه‌ها از طریق شکل‌گیری هیأت‌های امنا و همچنین استقلال مالی دانشگاه‌ها متمرکز بود. در شش سالی که از روی کار آمدن دولت اصلاحات گذشته است سرریز تلاطم‌های سیاسی بارها و بارها بر سردانشگاه آوار شده است و هربار تدبیر و استواری مدیران آموزش عالی و دانشگاهیان شدت ضربه را گرفته است، اما شهریور 82 نقطه میانی مجموعه‌ای از تعارض‌های سیاسی است که در ماه‌های بعد به مرور به سود مخالفان دولت اصلاحات تغییر جهت می‌دهد. به تازگی در دومین دوره انتخابات شوراها اصول‌گرایان پیروز شده‌اند، پرونده مرگ خبرنگار کانادایی-ایرانی موضوع اصلی نزاع سیاسی است و این‌سو در ساختار آموزش عالی  طرح تحول ساختاری با استناد به تقابل برخی بندهایش با آئین‌نامه‌های شورای‌عالی انقلاب فرهنگی در شورای نگهبان رد شده است. وزیر علوم،‌ دکتر مصطفی معین، از وزرای کلیدی کابینه اصلاحات است. پیش از اینها در دوران فطرت نیروهای خط امام سخنگوی آنها بوده است وبه عنوان یک نیروی خط امامی کلاسیک با کنش سیاسی مشخص و چارچوب‌مند از جمله چهره‌های نزدیک به رئیس جمهوری اصلاحات نیز به شمار می‌رود. در چنین شرایطی وزیر علوم، به این نتیجه می‌رسد که مسیر پیش‌ رو با شورای نگهبان و شورای عالی انقلاب فرهنگی، دست‌کم تا زمانی که او بر مسند وزارت است، نتیجه‌ای نخواهد داشت و از باب راه‌گشایی و کلید اندازی در قفل آموزش عالی ایران، استعفا می‌دهد. استعفایش بار دیگر بخش‌هایی از چالش سیاسی را داغ می‌کند و نشان می‌دهد وزیر سیاسی کابینه اهل سیاسی کاری نیست و به خاطر سایر چالش‌های موجود در دولت و مجلس حاضر نیست که وزارت علوم را در بن‌بست سیاست ببیند و ترجیح می‌دهد که کنار برود.
در مجلس ششم هم اوضاع ناآرام است. زمزمه‌هایی که منجر به ردصلاحیت‌های سال بعد و تحصن مجلس ششم شد، از همین روزها در مجلس قابل شنیدن است و به همین دلیل مجلس استعفای معین را بیش از هرچیز تضعیف نمای سیاسی کابینه اصلاحات می‌داند. به همین دلیل هم گزینه بعدی برای کنشگران سیاسی و مجلس اهمیت بسیاری دارد.
اما در وزارت علوم ، وزیر مستعفی به معاونانش تاکید می‌کند که نباید بعد از او وزارت را ترک کنند. تاکید هم می‌کند که احتمالا بدون او بشود سیاسی‌کاران را از طرح تحول ساختاری دور نگه‌ داشت و زحمات شش ساله بدنه کارشناسی وزارت علوم را به ثمر رساند. از میان معاونانش جعفر میلی‌منفرد به عنوان سرپرست منسوب می‌شود. زمانی کوتاه بعد از استعفای معین و پذیرش آن چهره‌ای به مجلس معرفی می‌شود که فضای سیاسی مجلس انتظار آن را ندارد: رضا فرجی‌دانا.
**  4 از 4
فرجی‌دانا استاد مهندسی برق خوش‌نام و باسواد دانشکده فنی دانشگاه تهران بود که در زمان ریاست منصور خلیلی‌عراقی بر این دانشگاه رییس مرکز انفورماتیک بود و تلاش‌های مؤثری هم در سامان‌دهی زیرساخت‌های فناورانه دانشگاه تهران کرد. او  بعدتر ریاست دانشکده فنی را نیز برعهده گرفت، نخستین رئیس منتخب دانشگاه تهران شد.
انتخابی‌شدن رؤسای دانشگاه‌ها نیز از ایده‌های کلیدی وزارت علوم در دوره اصلاحات بود که بعد از آزموده شدن در چند دانشگاه اصلی در آخرین روز کار مصطفی معین در وزارت علوم به عنوان یک دستورالعمل کلی ابلاغ شده بود. اولین تجربه انتخاب مستقیم رئیس توسط اعضای هیأت علمی در دانشگاه تهران اتفاق افتاد و رئیس وقت دانشگاه تهران، منصور خلیلی عراقی انتخابات را برگزار کرد و نتایج را برای وزیر فرستاد. وزیر علوم نیز با اتکا بر خرد و باور جمعی اعضای هیأت علمی دانشگاه تهران در نیمه‌ سال 1381 رضا فرجی‌دانا را به شورای‌عالی انقلاب فرهنگی معرفی کرد و او نخستین رئیس انتخابی دانشگاه تهران شد، رویه‌ای که در دولت‌های بعدی کنار گذاشته و با مخالفت شورای‌عالی انقلاب فرهنگی امکان استمرار نیافت.
یک‌سال بعد از انتخاب او به عنوان رئیس دانشگاه تهران، وقتی در فضای بعد از استعفای مصطفی معین، فرجی‌دانا به مجلس معرفی شد، یکی از کسانی که در مخالفت با او سخن گفت احمد پورنجاتی نماینده اصلاح‌طلب مجلس ششم بود. پورنجاتی در سخنان خود انتخاب فرجی‌دانا را پاک کردن صورت مسأله وضعیت دانشگاه‌ها دانست و گفت: «چون‌ اینجا مدرسه‌ نیست‌ که‌ ما یک‌ معلم‌ تحصیلکرده‌ معدل‌ (۴) از (۴) بخواهیم‌، آن‌ خوب‌ است‌ ولی اینجا دانشگاه‌ است‌. یکی‌ از مهمترین‌ حوزه‌های‌ مدیریتی‌ دولت‌ که‌ چالشهای‌ فراوان‌ این‌ سالها در محیط‌ دانشگاه‌ شاهد مثال‌ ماست‌ می‌تواند هر روز یک‌ مشکلی‌ را بوجود بیاورد و اگر قرار باشد بجای‌ حل‌ مسأله‌، صورت‌ مسأله‌ را پاک‌ کنیم‌... » لُب کلام پورنجاتی این بود که فرجی‌دانا دارای پیچیدگی‌های سیاسی لازم برای وزارت علوم نیست و باید وزیر بعدی علوم به لحاظ سیاسی هم‌تراز مصطفی معین باشد یا به قول ناصر قوامی نماینده دیگری که مخالف وزارت او بود، کسی باشد که در برابر فشارهای مختلفی که بر دانشگاه وارد می‌شود به اندازه وزیر قبلی توان مقاومت داشته باشد.
استدلال‌های مخالفان فرجی‌دانا در فضای پرتنش سیاسی شهریور 1382 مؤثر افتاد و فرجی‌دانا به کابینه اصلاحات راهی پیدا نکرد. چندهفته بعد جعفر توفیقی،‌ معاون آموزشی مصطفی معین، به عنوان گزینه دیگر رئیس جمهوری به مجلس معرفی شد و توانست رای اعتماد بگیرد و همانطور که پیش‌بینی می‌شد، طرح تحول ساختاری وزارت علوم در دوره دوساله وزارت او مراحل قانون‌گذاری را طی کرد و اجرایی شد هرچند که بسیاری از رویکردهای این طرح در دولت‌های نهم و دهم کنار گذاشته شد.
** کشتیبان را سیاستی دگر آمد
فرجی‌دانا بعد از رای عدم اعتماد مجلس ششم، به دانشگاه تهران بازگشت و دوران مسئولیت خود به عنوان ریاست این دانشگاه را تا آذرماه 1384 ادامه داد. سه ماه بعد از انتخابات ریاست جمهوری‌ای که باعث تغییر کامل در ساختار سیاسی دولت در ایران شد اختلاف‌هایی میان او و وزیر وقت علوم در شیوه مدیریت وجود داشت که رفتن او را ناگریز می‌کرد. یکی نمونه از این چالش‌ها در جلسه‌ای درباره پردیس کرج دانشگاه تهران با حضور رئیس دانشگاه تهران، وزیر علوم و نماینده کرج روی داد. امام‌زاده‌ای در کنار پردیس کرج دانشگاه تهران (پردیس کشاورزی) قرار دارد و متولیان آن قصد داشتند بخشی از زمین‌های پردیس کشاورزی را برای توسعه امام‌زاده در اختیار بگیرند. با وجود موافقت وزیر وقت (محمدمهدی زاهدی) استدلال‌های فرجی‌دانا نماینده کرج و حاضران را قانع می‌کند که این زمین‌ها در اختیار دانشگاه و توسعه علم بماند. پیش ازاین هم در انتخاب رئیس پردیس قم، فرجی‌دانا برخلاف توصیه‌ها به رأی اعضای هیأت علمی استناد کرده بود و حکم داده بود. نمونه‌هایی مانند این باعث شد که رفتن او نیز جدی شود و مرحوم آیت‌الله عمید زنجانی از سوی زاهدی،‌ وزیر وقت علوم، به جای او برای ریاست دانشگاه تهران «منصوب» شد.
** از کانادا تا استیضاح
فرجی‌دانا دانش‌آموخته از دانشگاه واترلوی کانادا بود. در زمان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در سال 1392 نیز وی در یک فرصت مطالعاتی در این دانشگاه بود. حسن روحانی ابتدا جعفر میلی‌منفرد، معاون سابق وزارت و سرپرست آن پس از استعفای معین را به مجلس معرفی کرد. مجلس نهم میلی‌منفرد را به عنوان یک مدیر اصلاح‌طلب و به اتهام نزدیکی به مصطفی معین دارای صلاحیت ورود به کابینه ندانست. بعد از آن جعفر توفیقی سرپرست وزارت علوم شد و بعد از جمع‌بندی رئیس جمهوری برای معرفی نکردن او به مجلس اصولگرا، فرجی‌دانا که بعد از تجربه تلخ مجلس ششم تمایلی برای ورود به دولت نداشت، قانع شد که به عنوان گزینه وزارت علوم دولت تدبیر و امید به مجلس معرفی شد. در نهایت نیز رایزنی‌ها به نتیجه رسید و توانست رأی اعتماد هم بگیرد و وارد دولت شود. شیوه مدیریت وزارت علوم در هشت‌سال پیش از او به گونه‌ای بود که نسبت به طرح تحول ساختاری، که هزینه‌های علمی و مطالعاتی و تجربی‌ سنگینی برای آن شده بود، یک عقب رفت کامل شکل گرفته بود. فرجی‌دانا بازگشت و برخلاف نظر مجلس از مدیران کلیدی وزارت علوم در دوره اصلاحات که سهم مهمی در شکل‌دهی و معماری وزارت و تحول ساختاری آن داشتند استفاده کرد. او همچنین در افشای تخلفاتی که در حوزه‌های مختلف مانند بورسیه‌ها انجام شده بود، دست مدیران را باز گذاشت و فشارهای بیرونی را نادیده گرفت. مهمترین فشار به او از سوی مدیران و وابستگان دولت‌های نهم و دهم بود که معتقد بودند فرجی‌دانا نباید از اعضای شورای معاونان وزارت علوم در دوره اصلاحات (که در افواه سیاسی به حلقه معین شهرت یافته بودند)‌استفاده کند،‌ در حالیکه برخی انتخاب‌های او، از جمله انتصاب‌ دکتر توفیقی وزیر سابق به عنوان مشاور و قائم‌مقام، از شرط‌های اولیه او در دیدار با رئیس جمهوری برای پذیرفتن مسئولیت وزارت بود و هم او و هم دلسوزان آموزش عالی ایران می‌دانستند بدون بازگشت بنیان‌گذاران تحول ساختاری امکان اینکه مسیر هشت‌ساله گذشته اصلاح شود وجود ندارد. همه اینها باعث شد وزیری که پیش‌تر به اتهام غیرسیاسی بودن نتوانسته بود وارد کابینه اصلاحات شود، این‌بار به اتهام سیاسی‌کاری با استیضاح مجلس روبرو شود. سایه‌ استیضاح برسراو باقی ماند تا در نهایت یک‌سال بعد از حضور در مسند وزارت، مجلس نهم به او رأی عدم اعتماد بدهد. فرجی دانا در 29 مردادماه 1392، در آستانه ده‌سالگی رای عدم اعتماد مجلس ششم به او، از مجلس نهم هم رأی عدم اعتماد گرفت.
***
[يادداشت منتشر شده در ويژه‌نامه نوروزی اعتماد]

۱۳۹۳ اسفند ۱۰, یکشنبه

لزوم بازگشت دانشگاه آزاد به مدار آموزش عالی


این یادداشت را هفته قبل به یکی از روزنامه‌های اصلاح‌طلب برای نشر دادم. به دلیل انتقادهایی که از عملکرد دانشگاه آزاد در آن وجود دارد، مدیرمسوول روزنامه از درج آن خودداری کرد.

 ***

 محمد فرهادی دومین وزیر علوم دولت تدبیر و امید بعد از یکی دو جابه‌جایی در ستاد وزارت علوم و اسکان سیستم مدیریتی‌اش، حالا دیگر در مسند وزارت جاافتاده است و این امیدواری وجود دارد تا مسیری را که کارشناسان مسائل آموزش عالی از دولت یازدهم انتظار دارند و در یک‌سال گذشته هم گام به گام پیش رفته است پی بگیرد. یکی از مواردی که انتظار می‌رفت به آن توجه شود و این روزها نوبت به آن رسیده است، گسترش پرحجم تحصیلات تکمیلی در دانشگاه آزاد است. فرهادی اخیرا در اصفهان، بازگشتی جدی و اعتراضی به چالش‌هایی داشت که 25 سال قبل، زمانی که جایش را به مصطفی معین داد، به اوج رسیده بود.

محمد فرهادی در جلسه با رؤسای دانشگاه‌های اصفهان از توسعه بی‌رویه تحصیلات تکمیلی دانشگاه آزاد در سال‌های اخیر انتقاد کرده است. زمانی که فرهادی صندلی وزارت را ترک می‌کرد (1368) هفت‌سال از اعلام راه‌اندازی دانشگاه آزاد در نماز جمعه تهران می‌گذشت و یک سال بعد از آن بود که در جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی کلیات تاسیس مؤسسات آموزش عالی آزاد به تصویب رسیده بود. البته در این فاصله زمانی چالش‌های میان دستگاه متولی آموزش‌عالی کشور و دانشگاه آزاد به اوج رسیده بود. دانشگاه آزاد آنگونه که در ابتدا اعلام شد بنا بود که دوره‌های آموزشی بدون مدرک برگزار کند و بیش از هرچیز به ارتقای آگاهی و دانش عمومی مردم کمک کند. اما در عمل و بعد از پذیرش اولین گروه دانشجویان بدون ارزشیابی اولیه، مسئولان دانشگاه به این فکر افتاده بودند تا مدرک هم بدهند. نبود قانونی برای مدیریت مراکز آموزش عالی آزاد و همچنین تبعیت نکردن دانشگاه آزاد از چارچوب‌های آموزش عالی کشور در پذیرش دانشجو و تعریف و توسعه رشته‌های دانشگاهی، انبوهی از مشکلات را گرد هم آورده بود. چالشی که 15 بهمن ماه 1393 یعنی 32 سال بعد از اعلام اولیه تاسیس این دانشگاه هنوز هم وجود دارد و وزیر علوم، که این‌بار هم محمد فرهادی است، نوید می‌دهد که مدتی است که مدیران دانشگاه آزاد تمکین می‌کنند و درجلسات بررسی ظرفیت و رشته‌ها این دانشگاه حاضر می‌شوند.

معضل ارزشیابی مدارک فارغ‌التحصیلان دانشگاه آزاد در سال‌های اولیه، که به دلیل تخلف‌های صورت گرفته وزارت علوم حاضر به ارزیابی مدرک آنها نبود، احتمالا به خوبی در یاد محمد فرهادی و سایر مدیران قدیمی وزارت علوم مانده است. 14 اردی‌بهشت‌ماه 1367 (در ماه‌های پایانی مجلس دوم) با حمایت ریاست وقت مجلس (آیت‌الله هاشمی رفسنجانی) و علی رغم مخالفت دولت وقت طرحی دو فوریتی در مجلس مطرح شد و رای آورد که وزارتخانه‌های علوم و بهداشت موظف شدند فارغ‌التحصیلان دانشگاه آزاد که پیش از تصویب نهایی رشته‌ها در این دانشگاه پذیرفته شده‌اند، تائید کنند. مصوبه‌ای پرسروصدا که در نوع خود بی‌نظیر هم بود و موقتا مشکل پذیرفته‌شدگان دوره‌های اول دانشگاه آزاد را برطرف کرد. اما سایر مشکلات و ازجمله تبعیت نکردن دانشگاه آزاد از چارچوب‌های آموزش عالی کشور همچنان و تا همین روزهای اخیر دنباله‌دار است. 30 دی‌ماه امسال شورای عالی انقلاب فرهنگی گزارش کمیته‌ای را که با هدف برای بررسی ظرفیت‌های اعلام شده از سوی دانشگاه آزاد در حوزه تحصیلات تکمیلی تشکیل شده بود بررسی کرد و در نهایت تصمیماتی گرفت که برخی از آنها سالهاست مساله اصلی دانشگاه آزاد در رویارویی با نظام آموزش عالی کشور است.

این کمیته البته شاید در نام و عنوان کمیته‌ای جدید باشد اما به لحاظ تاریخی به همان ساختاری باز می‌گردد که در قانون سال 1367 به آن تاکید شده بود. در ادامه مصوبه آن سالِ شورای‌عالی انقلاب فرهنگی به تشکیل کمیته‌ای سه نفره با ترکیب نمایندگان شورا، وزارت علوم و دانشگاه آزاد اشاره شده بود که وظیفه آن بررسی و تائید رشته‌های دانشگاهی دانشگاه آزاد بود. کمیته‌ای که در همه این سال‌ها کانون تلاقی و چالش میان متولیان آموزش عالی کشور و دانشگاه آزاد اسلامی بود و بارهای نمایندگان وزارت علوم به دلیل هم‌سویی دائمی دو عضو دیگر از شرکت در آن خودداری می‌کردند. شاهد این اختلاف‌های ادامه‌دار هم سخنان اخیر مخبردزفولی دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی است که دو هفته پیش گفت: «تصویب شد که کد رشته‌هایی که دارای مجوز شورای گسترش آموزش عالی نیستند باید حداکثر تا اردیبهشت سال 1394 تعیین تکلیف شوند و آنهایی که دارای معیارهای لازم هستند استمرار یابند و رشته‌هایی که فاقد معیارهای لازم هستند بر حسب تشخیص وزارتین علوم و بهداشت مجوزشان لغو خواهد شد.»

با این اوصاف شاید حالا بهتر بتوان سخنان فرهادی در اصفهان درباره لزوم قانونمند شدن دانشگاه آزاد را درک کرد. سخنانی که با واکنش فوری و گلایه‌آمیز رئیس دانشگاه آزاد روبروشد. میرزاده که در یک سال گذشته به دلیل چالش‌های بسیار وزارت علوم دست‌کم در فضای عمومی فشار و انتقادی ندیده بود به خبرنگاران گفت که آنچه از «رسانه‌ها» شنیده است باعث نگرانی است و «ما از دوستان خود توقع داریم که به دانشگاه آزاد که دستاورد انقلاب، مورد تائید امام و پیشنهاد آقای هاشمی رفسنجانی است بیشتر توجه کنند.» میرزاده البته نگفته که دقیقا کدام بخش حرف وزیر که در حقیقت تائید و ادامه مصوبه دو هفته قبل شورای‌عالی انقلاب فرهنگی است او را نگران کرده است به خصوص اینکه باید گفت متاسفانه بعد از سه دهه فعالیت دانشگاه آزاد در جلسه دو هفته قبل شورا باردیگر تاکید شد دانشگاه آزاد اسلامی موظف است که ضوابط بالادستی در حوزه آموزش‌عالی را رعایت کند! و عجیب‌تر از این آنکه دبیرشورای‌عالی انقلاب فرهنگی که خبر همین مصوبات را به رسانه‌ها داده بود در نشستی که چندروز قبل به مناسبت رونمایی از دستاوردهای پزشکی دانشگاه آزاد برگزار شده بود با طعنه‌ای آشکار به وزیر علوم، منتقد قدیمی و سرسخت دانشگاه آزاد در دهه 60، گفت کسانی که قبلا مخالف شکل‌گیری دانشگاه آزاد بوده‌اند امروز دایه دلسوزتر از مادر شده‌اند. قانون‌مداری فرهادی دربرابر تخلفات سالهای اول دانشگاه آزاد آنقدر آشکار بوده است که نه تنها مجلس دوم مجبور به گذراندن مصوبه‌ای قانونی برای رفع مشکل شد، بلکه وقتی در سال 1368 دکتر معین به عنوان وزیرعلوم کابینه آقای هاشمی به مجلس معرفی شد، گمان‌ها براین بود که وی قرار است برخلاف فرهادی با دانشگاه آزاد مدارا کند. گمانی که البته رنگ باخت و همان روز رای اعتماد هم باعث گلایه دکتر معین شد تا جایی که بعد از سخنان رئیس‌جمهوری وقت، بار دیگر پشت تریبون مجلس رفت و توضیح داد که موضعش کنارآمدن با وضع موجود دانشگاه آزاد نیست و عملا هم به نظر می‌رسد یکی از عواملی که وی را از کابینه دوم آقای هاشمی دورنگه داشت همین مساله راه نیامدن با دانشگاه آزاد بوده است.

به هرحال وزارت علوم کمی با چالش‌های ناشی از عملکرد هشت سال قبل کنار آمده است و فرصت بیشتری برای کارهای مهم پیش‌رو از جمله بازگشت به روزهای قانون‌مداری و توسعه کیفی آموزش عالی دارد. به همین دلیل هم روزهای آینده احتمالا شاهد رفت و آمد بیشتری میان دوگانه دانشگاه آزاد و مدیریت آموزش عالی (وزارت‌خانه‌های علوم و بهداشت) خواهیم بود. هرچند نمی‌توان منکر این شد که در دولت‌های نهم و دهم با دانشگاه آزاد برخورد سیاسی شد ولی آثار نامطبوع ناملایمات سیاسی آن روزها کم کم از میان رفته است و بازگشت به شرایط عادی نیازمند بازگشت دانشگاه آزاد به خاستگاه‌های قانونی‌اش است، بازگشتی که کلیت آن به سود نهاد آموزش عالی کشور است و طبیعتا نباید ریاست این دانشگاه را نگران کند.

يادی از آقای علی صدر


خانه مرحوم صادق طباطبایی، به رسم هر خانه‌ای که کسی در آن فوت کرده است، محل رفت و آمدهای خانوادگی (و البته سیاسی) است. میان عکس‌هایی که سایت جماران گذاشته بود این عکس نظرم را گرفت. پیرمرد گریان سمت چپ، آقای علی صدر،‌فرزند دوم آیت‌الله سیدصدرالدین صدر و برادر بزرگتر امام موسی صدر (آقا رضای صدر فرزند ارشد بود). دایی صادق و فاطمه طباطبایی. شاهد حاضر رویدادهای بسیاری در سال‌های اخیر که کمتر حاضر می‌شود خاطره‌ای بگوید یا حرفی بزند.
خدا به ایشان هم تسلی و آرامش بدهد.